مصطفى النوراني الاردبيلي

315

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

روايت از جابر بن حيان : زعفران الحديد كه آن را زنجار الحديد و صداء الحديد نيز مىگويند و به يونانى فارونورا مىنمامند و آن زنگ آهن است به اين طريق مىگيرند كه اوراق آهن را در حفره جاى نمناكى ايستاده كنند به نحوى كه بعضى بر بعضى ديگر تكيه كند و اندكى فاصله داشته باشد . پارچه آغشته به سركه تند بپوشند و در هر سه روز پارچه را خيس نمايند و در اين مدت زردى كه بر اوراق آهن نشيند آن را جدا كرده باشند كه آن زعفران الحديد است و بعضى براده آهن بر صفحه پهن كرده تر مىنمايند و در جاى نمناك مىگذارند تا زرد شود بعد كوبيده اجزاى زرد شده را مىگيرند و به دستور تكرار عمل مىكنند تا همه زعفران گردد و مىگويند : بهترين اقسام آن ، بخصوص در طب آن است كه براده آهن را با ربع وزن آن نوشادر ساييده در زمين دفن كنند تا ده روز همه زعفران بگردد و آن بارد قابض است و كهنه آن گرم و خشك در دوم ، طلاى آن داخس و داء الثعلب و خشونت پلك و ناخنه و بواسير و بثور مقعد و نقرس را نافع و با سركه دانه‌هاى چركى را مفيد و پاشيدن آن قاطع خون لثه و محكم كننده آن حالتى قريب به حال ريزه‌هاى آهن و براده آهن خورده به هم مىرسد و علاج آن ، آن است كه در گذشته ذكر شد . « 1 » در يونان ، آسياى مركزى و ايران مىرويد . رنگ آن زرد برّاق مانند رنگ آفتاب در هنگام طلوع خورشيد مىباشد . حاج زين العطار در سال 1365 ميلادى نوشته است كه در ايران زعفران با جادوى دهقان نيز مىناميدند . زنها آن را براى راحت زايمان كردن بر ناف مىبستند . اطباى امروزه آن را مقوى باه و قلب و زياد كننده نور چشم و آسان كننده زايمان گفته‌اند . نيز آن را مدر ، قابض ، مدر حيض و ملطف مىدانند در اروپا نيز مانند شرق ، زعفران اهميت دارد . اطباى غرب نيز آن را مدر حيض مىدانند ولى امروزه فقط براى رنگ كردن غذا ، شيرينى و غيره استعمال مىشود . نام علمى اين گياه CVOCUS SATVUS و در كُردى زافران گويند و آن گياهى است داراى گلهاى زرد خوشبو كه تارهاى نازك زرد رنگ ميان آن قرار دارد و زعفران معروف

--> ( 1 ) - محيط اعظم ، ج دوم ص 101 ، قرابادين كبير ، ص 231 .